تبليغاتX
دریای آبی
بيا اميد زندگي كه داري بوي تازگي ######رمز پريدن و فقط تو مي توني واسم بگي
 

ديگركسي منتظر توست كسي به رنگ هيچ كس دلتنگ ديدار توست يودي وبودنت باور نبود رفته اي و جاي خاليت هميشه روبروي تنهايي هاست بايد دلبسته نمي شد آنكس كه رفته است باز نخواهد گشت اين آروزي طولاني به ثمر نخواهد نسشت بايد كه فراموش كرد بايد راهي شد تا روزها سپر شوند ...

در اندرون من شکسته دل ندانم چیست که من خاموشو

من در فغان و من در غوغاست...

كدام ستاره گواه آغاز تو بود كه جراحت بال پرستو در اعتماد دستهايت التيام مي يافت و درخت ترس تبر را از ياد مي برد چه خوب بودي اي نازنين وقتي كنار دلتنگي ام مي نشستي چونان كبوتري بر شاخه هاي خالي پاييز و تمام نياز مرا به عشق با صلابتي شاعرانه عاشقانه آواز مي دادي آه چه خوب بودي اي نازنين ...

 کبوتر دلم پر زده در هوای تو می کشدم به هر طرف جاذبه وفای تو در سفری دوباره ام، سوخته چون ستاره ام آه که آتش درون، شعله زد از نوای تو گر چه جوان دویده ام، پیر به تو رسیده ام تا به کجا کشد مرا، غربت ماجرای تو ساز دل شکسته ام مویه رداغ می کند بغض زمان گرفته از گریه بی صدای تو در شب بی خروش من ، چنگ غریب عشق کو تا به نوای غم زند ، نغمه آشنای تو از سر سجده گاه دل، سوخته جان نشسته ام تا دم آخرین نفس بر لب من دعای تو...


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 
  به قلم: سهيلا   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری