تبليغاتX
دریای آبی
بيا اميد زندگي كه داري بوي تازگي ######رمز پريدن و فقط تو مي توني واسم بگي
 
ای صمیمی ای دوست

گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی
دیدنت " حتی از دور " آب بر آتش دل میپاشد
آن قدر تشنه ی دیدار توام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست ترا محتاجم
و دل من به نگاهی از دور میسازد
ای قدیمی ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
من صمیمانه به یادت هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 
  به قلم: سهيلا   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری