تبليغاتX
دریای آبی
بيا اميد زندگي كه داري بوي تازگي ######رمز پريدن و فقط تو مي توني واسم بگي
 

 

نبری از یادت...

اشک باید ریخت،زار باید زد

عشق یعنی این...

خود پرستی را بارها دار باید زد...

نبری از یادت... شب مهتابی را

نفس خسته بی خوابی را

نبری از یادت گرمی دست مرا ای دوست...

رنگ چشمان من ای زیبا رو باز هم نیکوست

من تو را در قفس سینه خود می خواهم

من تو را می خواهم...

نبری از یادت ... آن شب تنهایی

آن شب ملتهب رویایی...

دست من در طلب ماه به رخسارت خورد

دستی اما دل من را افسرد...

من به چشمان تو جان بخشیدم

نی که در چشم تو جان را دیدم

نبری از یادت...

التماس دل غمگین مرا

نبری از یادت...

من تو را می خواهم...

باز بی چون و چرا می خواهم

نبری از یادت ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 
  به قلم: سهيلا   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری