تبليغاتX
دریای آبی
بيا اميد زندگي كه داري بوي تازگي ######رمز پريدن و فقط تو مي توني واسم بگي

 حکايت من و تو


حکايت من و تو ، حکايتي بس شيرين و دشوار بود !

قصه ي آرامي بود که با يک تلنگر اوج گرفت ...

پيش چشم تو سخت ترين ها هم آسان بود ، آنچنانکه يک دل سنگي

در مقابل واژه واژه ي سخن هايت نرم شد ...

دو چشم خسته در مقابل جرقه نگاه تو باري دگر کتاب زندگي را ورق زد

قصد تو بودن و ماندن بود ... قصد تو خواستن بيش از حد بود...

در خاطرم خواهد ماند آن همه تلاش ... آن همه صبر و قرار ...

در خاطرم خواهد ماند آن همه دوست داشتن ديوانه وار !

تو معلم مني براي زندگي ! تو معلم مني توي درس عشق و وفا!

استواري را تو به من آموختي ... استواري براي به هم رسيدن !

که خود مي داني چه سخت بود و دشوار اما هموار شد...

ستايش تو از سخت ترين کارهاست ، چرا که بزرگي و آسماني !

به بزرگي دل مهربانت ببخش هر چه کوتاهي است از من !

بيا که امروز را تا ابد به خاطر بسپاريم ...

امروز را که تو محرم دلم شدي و من تا هميشه مال تو !

امروز را که آمدي براي نشان کردنم ...

بدان براي پاکي عشقمان فرشته ها نيز دست به دعا نشسته اند ...

دعا براي خوشبختي ما ! براي پايداري عشق ما ...

در لحظه به لحظه زندگيمان :

به ياد بياوريم لحظه شماري ثانيه ها را براي به هم رسيدن و باهم بودن و ماندن

براي يکي شدن دلهاي من و تو ...

به خاطر بسپاريم عهد و پيمان و قول و قرارهايمان را !

فراموش مکن من را ! زندگيت را ! همراه هميشگي ات را !

فراموش نخواهم کرد تو را ! زندگي ام را ! همراه هميشگي ام را !

فراموش نخواهيم کرد که با دستان هم شروع به ساختن آرزوها کرديم !

فراموش نخواهيم کرد که رسيدن دشوار بود گرچه زين پس دشوارتر ...اما با

وجود ماست که معنا پيدا مي کند درس زندگي ! اين را تو به من آموختي !

من به اين باور يقين دارم که در کنار تو به اوج خوشبختي خواهم رسيد ...

با تو خواهم ماند تا بي نهايت زندگي ...

با من بمان تا آن زمان که به سان امروز دوستم خواهي داشت.................................................................

 Image and video hosting by TinyPic

 

عشق خواهد مرد

            درقلبم بعد از رفتن تو

                       اری این را تو همیشه به یاد داشته باش

      تو اخرینی در قلب من

و بعد از رفتن تو دفتر خاطرات ایامم را می بندم هرگز نمی گشایم   برای دلبری دیگر

          اری دیگر پیمان عشق و وفا را با کسی نخواهم بست

                                                                چرا که هیچ کس مثل تو نیست

 

 

  • صدای شکستن قلبت را شنیدم ...

     

    چه آرام و غريبانه شكست!!...

     

    وتو......

    وتو تنها به من لبخند زدي.

     

    اكنون دير گاهي ست از آن زمان مي گذرد....

     

    ولي هنوز.....!!

     

     زخم نگاه تو بر وجودم التيام نيافت.

     

    تازه فهميدم.....!!

     

    تو به امروز من،خنديده بودي

     

     

     

     

     

     

     

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 
  به قلم: سهيلا   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری